سیدعلی سیدعلی ، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 21 روز سن داره

نی نی الهی من

احساس پیری در جوانی

1392/2/19 12:24
نویسنده : مامانی
388 بازدید
اشتراک گذاری

این روزها چه خوب حال مادر بزرگ را می فهمم....

شاید اکنون در مسابقه بالا آمدن از پله ها از من پیش بیفتد...حالا مثل سالهای اخیر او وقت شستن ظرف ها ناگزیر به تکیه دادن به دستم هستم و مثل او بسیار بی خواب میشوم ...و یادش می افتم که در جواب علت بی خوابی هایش می گوید: عمری در خواب بودیم مادر ....حالا گاه بیداریست ....


این ماه های آخر عجیب احساس پیری میکنم .....پیری و کندی و ناتوانی..بارداری چه تجربه عجیبی است...تجربه پیریست در جوانی .. خستگی های بی پایانی که گویی انتها ندارد .......ولی یاد تو و ضربان خوش آهنگ قلبت که می افتم ,قلبم گرم میشود..این روزها خیلی زود باز تکرار خواهد شد ...شاید سی سال دیگر که عمریست و چشم برهم زدنی ...آنوقت اما امیدی به رهایی از این ناتوانی نخواهد بود...و در آن روز که شاید حتی پوکی استخوان مجال تکیه بر دستم ندهد تو تکیه گاه من خواهی بود فرزندم...

ممنون از مریم دوست عزیزم به خاطر این متن زیبا

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (3)

حورا
23 اردیبهشت 92 12:19
شايد باورت نشه ولي روزي ميرسه كه دلت حتي براي اين روزهايسخت هم تنگ ميشه... براي همين سنگين شدن ها و بي خوابيها....
چيزي نمونده تا اومدن علي كوچولو...
اين روزها براي من دعا كن... براي پدرم هم دعا كن لطفا.. خيلي زياد...


بله حورا جان، کاملاً حق با شماست
انشاالله...
محتاجم به دعا عزیزم
سارا مامان آرتین
28 اردیبهشت 92 13:35
ایشالا خیلی زود انتظارتون تموم میشه و سید علی گلتو بغل میکنی
چیزی نمونده هاااااااااااااااا


ممنون سارا جان، انشاالله
الهام
30 اردیبهشت 92 12:34
متن خيلي جالبي بود.....
انشالله در چشم به هم زدني اين روزها ميگذره و خوشي ها به سمت خونتون روانه ميشه.....


انشاالله
البته این روزها هم در عین سختی زیباست و تکرار ناشدنی.